برترین مطلب این هفته ی سایت

رونمايي از نسخه جديد ايروسنتر

با تلاش چندين روزه و شبانه روزي همكاران فني در ايروسنتر ، نسخه اسكريپت انجمن ساز قدرتمند VBulletin سايت ايروسنتر به روزساني و بهينه سازي گرديد و به آخرين ورژن ارائه شده آپگريد شد، در اين نسخه جديد مشكلات قبلي برطرف گرديده و قابليت هاي جديدي نيز به سايت افزوده شده و خواهد شد اين پوسته نسخه جديد سايت پوسته ای در 4 رنگ جداگانه می باشد که برای صفحه های Retina و موبایل بهینه سازی شده است.

????? ?????: ?? 1 ?? 5 ?? 5
dqw
  1. Eshghe Parvaz ?????? ??
    Eshghe Parvaz

    کارشناس هوانوردی
    December 2008
    ايران
    1,312
    تعداد تشکر : 8,798
    Thanked 6,109 Times in 1,045 Posts

    ??? ??? ناگفته هايي از نحوه شهادت شهيد ستاري و همراهان//اختصاصي

    نحوه شهادت شهيد ستاري و همراهان (قسمت اول) //اختصاصي

    به نام آفريننده آسماني ها


    سلام و عصر پنجشنبه دوستان بخير؛

    15 دي ماه بهانه اي شد تا مجدداً يادي كنيم از فرمانده فقيد نيروي هوايي ارتش جمهوري اسلامي ايران،‌ سرلشكر شهيد منصور ستاري و ياران و همرزمانش كه در سانحه هوايي به درجه رفيع شهادت نائل شدند.



    مطالب زير شامل خاطرات دو سه روز آخر از زندگي شهيد ستاري و يارانش مي باشد كه تقديم مي شود :

    مقدمه‌ :
    تيمسار ستاري مدت ها در انديشه ساخت يک خودرو سواري در نيروي هوايي بود. به نظر مي‌رسيد ايشان مي‌خواستند با اين عمل به کارخانجات خودروسازي کشور که حدود سي سال خودرو توليد مي‌کردند ، ثابت کند که در اين کشور مي‌شود خودرو توليد کرد و هر سال هم مدل آن را عوض کرد . تا از اين طريق کشور را از وابستگي به خودروهاي خارجي بي‌نياز کرد.

    تيمسار با اين اهداف ، فرمانده آمادگاه تعمير و نگهداري خودرو در نيروي هوايي را ملزم به طراحي و ساخت اتومبيل کردند. پس از چندي به ايشان اطلاع داده شد به علت نبود امکانات لازم ، ساخت خودرو امکان پذير نيست.

    به تازگي سربازي به‌آمادگاه نوسازي فرماندهي لجستيکي آمده بود به نام «رضا ميکائيلي». او در طرحهاي صنعتي داراي ابتکاراتي بود و چندين طرح براي ساخت خودرو تهيه کرده بود.

    طرح هاي ميكائيلي به جناب ستاري نشان داده شد. تيمسار پس از ديدن آنها بسيار خرسند شدند و بلافاصله براي ديدن آن سرباز به کارگاه آمدند. تيمسار ، مقداري با ميکائيلي صحبت کردند و همان جا با گچ روي زمين طرحي را کشيدند و نظرات خود را در باره ساخت خودرو به او اطلاع دادند . همان روز پروفيل لازم خريداري شد و کار ساخت شاسي آغاز گرديد . فردا صبح که تيمسار به کارگاه آمدند ، شاسي آماده شده بود . بسيار خوشحال شدند و به يک قسمت آن اشاره کردند و گفتند: اين مقدار ، زيادي است. بايد اصلاح شود.

    با راهنمايي تيمسار ، تغييرات انجام گرفت و چند روز بعد ، موتوري که براي شاسي در نظر گرفته شده بود ، روي آن نصب و به ترتيب اکسل‌هاي جلو و عقب ، و چرخها آماده شد . صندلي هم به آن افزوده شد.

    در اين زمان که مصادف با برگزاري نمايشگاه دستاوردهاي نيروي هوايي در دانشگاه هوايي بود ، تيمسار دستوردادند ، خودرو با همان وضعيت در نمايشگاه شرکت داده شود . هنگامي که رهبر معظم انقلاب اسلامي ، حضرت آيت الله العظمي خامنه‌اي ، از نمايشگاه بازديد مي کردند ، تيمسار ، ماشين را به ايشان نشان دادند که سال آينده اين ماشين به بهره‌برداري برسد.



    تصاوير مرتبط - براي ديدن اندازه اصلي روي عكس ها كليك كنيد

    در مراحل ساخت ، مدير عامل پارس خودرو به دعوت تيمسار به کارگاه آمد و از ماشين بازديد کرد. ايشان گفت : موتور ماشين ضعيف است و چند روز بعد يک موتور « رنو-5 » هديه کرد.

    بر مبناي موتور جديد ، مقداري تغييرات بر روي شاسي و اتاق خودرو انجام گرفت و تيمسار هر روز به اين بخش مي زدند و اصرار داشتند ، ماشين تا 19 بهمن (روز نيروي هوايي) آماده شود.


    (ماشيني كه پس از شهادت شهيد ستاري و به همت عزيزان نيروي هوايي تكميل و نام آن "شمس" برگرفته از "شهيد منصور ستاري" نامگذاري شد.)


    روز چهارشنبه 14 دي ماه 73 به کارگاه آمدند و از ساعت 5 عصر تا 11 شب پيش بچه ها ماندند . فردا از کيش زنگ زدند و گفتند:
    بگوييد همه بچه‌ها بمانند ،‌ من مي‌آيم...



    در ادامه خاطراتي از روز 13 دي ماه، دو روز قبل از شهادت شهيد منصور ستاري و همراهانشان تا لحظه شهادت ايشان را خواهيد خواند...


    «اللهم عجل لوليك الفرج والعافيه و النصر و جعلنا من خير اعوانه و انصاره و من المستشهدين بين يديه»


    #1 ارسال شده در تاريخ January 6th, 2011 در ساعت 16:12:27

  2. The Following 13 Users Say Thank You to Eshghe Parvaz For This Useful Post:

    akbar e&e (January 6th, 2011), F.A (January 6th, 2012), IR Blue SKY (January 6th, 2011), IRIS 74 SAHAND (January 7th, 2011), keyvanr (January 6th, 2011), Mahan (January 6th, 2011), Mohammad Tomcat (January 6th, 2011), MrezaT (January 25th, 2012), Real Flight (January 6th, 2011), reza dezfuli (January 6th, 2011), sd-787 (January 6th, 2011), SKY MAN (January 6th, 2011), Yasser_Maximus (January 9th, 2011)

  3. Eshghe Parvaz ?????? ??
    Eshghe Parvaz

    کارشناس هوانوردی
    December 2008
    ايران
    1,312
    تعداد تشکر : 8,798
    Thanked 6,109 Times in 1,045 Posts

    ??? ??? پاسخ: نحوه شهادت شهيد ستاري و همراهان (قسمت دوم) //اختصاصي

    سه شنبه 13 دي ماه 1373 - تهران - ستاد فرماندهي نيروي هوايي

    ميدان ورزش هنر آموزان نيروي هوايي در مسيرش قرار داشت . هر روز صبح زود هنر آموزان به آنجا مي‌آمدند و به صورت گروهي ورزش مي‌کردند . تيمسار از کنار آنها که مي‌گذشت ، غرق تماشا مي‌شد .

    از ماشين پياده شد و به کنار ميدان ورزش رفت . هنر آموزان با حرکات زيباي « عبور از موانع » چشم هر بيننده‌اي را خيره مي‌کردند . تيمسار محو تماشاي آنها شد . حتي آمدن تيمسار ميرزا و احترام گذاشتن او را متوجه نشد . ميرزا سلام کرد . تيمسار سر برگرداند و با لبخند گفت :

    کي‌آمديد ؟

    ميرزا گفت : « همين الان » و سپس کارهايي را که در بارة ورزش و تغذيه هنر آموزان انجام داده بود، به تيمسار گزارش کرد .

    صبح زود بود و پرسنل دفتر فرماندهي هنوز به سر کار خود نيامده بودند ، تيمسار نامه‌ها را روي ميز سرهنگ شريفي ، گذاشت و نامه دختري را که از او کمک خواسته بود ، جدا کرد و روي آن نوشت :

    خانم نيکزاد ، همين امروز اين نامه را پي‌گيري و نتيجه را گزارش کند !

    با عجله از اتاق خارج شد تا به جاهايي که براي بازديد انتخاب کرده بود ، برود و ساعت 9 صبح براي پرواز خود را به فرودگاه دوشان تپه برساند .

    قرار بود ، تيمسار ستاري با تيمسار صادقپور که استاد خلبانش بود ، سفري به منطقه کوشک نصرت قم داشته باشند ، اما صادقپور به رغم اينکه از روز يک‌شنبه براي اين پرواز برنامه‌ريزي کرده بود ، ولي به علت مه آلود بودن هوا مايل نبود اين پرواز انجام گيرد . برج مراقبت ديد خلبان را کمتر از دو کيلومتر گزارش کرده بود . لذا به سرهنگ شريفي ، آجودان فرماندهي زنگ زد و گفت :

    به علت ديد کم فرودگاه ، فعلاً پرواز مقدور نيست . به تيمسار بگو منتظر بماند تا هوا بهتر شود .

    چند دقيقه بعد ، تلفن به صدا در آمد . صادقپور گوشي را برداشت . سرهنگ شريفي با عجله گفت :

    تيمسار بدون تماس با ما به فرودگاه دوشان تپه رفته و در « رمپ » منتظر شماست .

    صادقپور به تکاپو افتاد که در اين وضعيت چگونه از برج مراقبت مهر آباد اجازه پرواز بگيرد . بعد از اندکي فکر کردن با برج مراقبت تماس گرفت و گفت که مي‌خواهد جهت تهيه گزارش وضعيت هوا ، پروازي را انجام دهد .

    برج مراقبت اجازه داد و او بلافاصله به طرف هواپيما دويد و از فرودگاه قلعه مرغي به پرواز درآمد و در دوشان تپه روي باند نشست . هنوز تيمسار نيامده بود . صادقپور حدود 20 دقيقه منتظر ماند تا اينکه تيمسار ستاري به باند آمد و با خنده گفت : همه چيز که رو به راه است ؟

    صادقپور گفت :

    حالا همي شد ، امروز را منصرف مي‌شديد ؟

    تيمسار گفت :

    مي‌شد ، ولي بايد همه برنامه‌هايم را به هم مي‌ريختم .

    هر دو خنديدند و در کابين هواپيما نشستند . تيمسار هواپيما را روشن کرد و براي پرواز با برج مراقبت تماس گرفت . برج به علت ترافيک سنگين فرودگاه مهر آباد آنها را حدود 45 دقيقه منتظر نگه داشته بود و اجازه پرواز نمي داد .

    صادقپور دوباره با برج تماس گرفت و گفت :

    اجازه پرواز بدهيد ، ما روي آسمان فرودگاه منتظر مي‌مانيم تا مهر‌آباد اجازه خروج بدهد .

    برج موافقت کرد . تيمسار هواپيما را روي باند دواند . دسته‌هاي کلاغ سرتاسر باند را پوشانده بود . تيمسار لحظه اي هواپيما را متوقف کرد . صادقپور گفت :

    کلاغ حيوان باهوشي است . سريع مي‌گريزد ، شما پرواز کنيد .

    هواپيما به پرواز در‌آمد و به سمت منطقه کوشک نصرت اوج گرفت .

    تيمسار طبق معمول در پرواز از فراز حرم امام (ره) مي‌گذشت ، آن روز نيز چرخي زد و از بالا به حرم نگريست و گفت :

    صادقپور ! حرم امام را ببين ، يک دنيا عشق و ايمان در آن پايين آرميده است .

    سپس مسير را به سمت 210 درجه از بالاي کهريزک به سمت کوشک تغيير داد ، از کهريزک به بعد ، هوا صاف شده بود و درياچه نمک از دور پيدا بود . تيمسار گفت :

    ديدن درياچه از بالا خيلي زيبا است ! برويم ببينيم ، آب آن در چه وضعي است . صادقپور هيچ مي‌داني که اين درياچه از هر گونه آلودگي و ناپاکي به دور است . اين همه زلالي آب ، اين همه سپيدي نشان دهندة قداست اين خاک است . در يک حاشيه‌اش حضرت معصومه (سلام الله عليها) و در حاشيه ديگرش مردي از سلاله پاکشان آرميده است .

    تيمسار بعد از اندکي گشت زدن بر فراز درياچه به کوشک آمد و هواپيما را روي باند نشاند و بازديد را شروع کرد .



    بازديد از کوشک تا ظهر طول کشيد . تيمسار و صادقپور بعد از خواندن نماز و صرف نهار به تهران پرواز کردند .
    در تهران ، پرسنل فرودگاه قلعه مرغي منتظر تيمسار بودند . تيمسار هواپيما را فرود آورد . او در نظر داشت که از دانشکده پرواز و موزه نيروي هوايي بازديد کند . از فرمانده پرسيد :

    همه آماده‌اند ؟

    او پاسخ مثبت داد . تيمسار متوجه شد پرسنل به علت اينکه منتظر آمدنش بوده‌اند تا آن ساعت ناهار نخورده‌اند ، لذا از فرمانده پرسيد :

    بچه‌ها ناهار خورده‌اند ؟

    فرمانده گفت :

    قربان مشکلي نيست . بعد از بازديد مي‌خورند .

    تيمسار گفت :

    به بچه‌ها بگو همه بروند ناهار . من اين جا هستم بعد از ناهار بازديد مي‌کنيم .

    بازديد ساعت چهار بعدازظهر به پايان رسيد . صادقپور براي رفتن اجازه خواست . تيمسار گفت :

    -بيا با هم سري به دانشگاه هوايي بزنيم . دلم نمي‌خواهد حادثة چندي پيش دوباره تکرار شود . بايد همه چيز را خوب کنترل کرد .

    انفجار ديگ بخار را مي‌گوييد ؟

    بله مگر يادت رفته . تعدادي کشته و زخمي هم داشتيم . بازديد ما حواسشان را بيشتر جمع مي‌کند .

    تا ساعت شش عصر ، مشغول بررسي مشکلات آنجا بود . در اين موقع تيمسار به صادقپور گفت :

    -وقتت را زياد گرفتم . برو به کارهات برس !

    ساعت هفت ، هوا تاريک شده بود ، تيمسار از دانشگاه به سمت ستاد نيرو حرکت کرد . در جلو آمادگاه « موتور جت » سرهنگ شمالي را ديد که با شخصي در حال صحبت کردن است .

    صدايش زد و گفت :

    شمالي ! آنجا چه کار مي‌کني ؟

    شمالي گفت :

    با حاجي داريم صحبت مي‌کنيم . الان مي‌روم سر کارم .

    تيمسار خيلي جدي گفت :

    بعد از اين ديگه ، نه دوستت دارم و نه پيشت مي‌آيم .

    سرهنگ شمالي با تيمسار خيلي دوست بود . از هيچ گونه تلاشي به خاطر تيمسار دريغ نداشت . لذا از شنيدن اين حرف متعجب شده بود ، جلوتر رفت و گفت :

    تيمسار! متوجه نشدم ، چي فرموديد ؟

    تيمسار ستاري از پنجره اتومبيل دست به گردن شمالي انداخت و او را به طرف خود کشيد و صورتش را بوسيد و گفت :

    مزاح بود جدي نگير مي‌داني خيلي دوستت دارم . کاش وقتي بود براي يک فنجان چاي . فردا حتماً هستم تا ببينم کار را به کجا رسانديد .



    سرهنگ شمالي مسئوليت آمادگاه موتور جت را به عهده داشت . تيمسار صبح روز چهارشنبه ، سري به شمالي زد و سپس براي سرکشي به قسمتهاي ديگر رفت . عصر ، دوباره برگشت و شمالي را با خود براي بازديد از ساخت اتومبيل برد و گفت :

    به آقام ( مقام معظم رهبري ) قول داده‌ام ماشين را تا 19 بهمن آماده کنم . ولي هنوز خيلي از کارهايش باقي مانده .

    شمالي گفت :

    پس حالا چه کار مي‌خواهيد بکنيد ؟

    تيمسار پاسخ داد :

    -بايد شبانه روز کار شود .

    به شعبه رسيده بودند . تيمسار از ماشين بازديد کرد . اندکي در طراحي يکي از قسمتهاي اتومبيل ايراد ديده مي‌شد . به سرهنگ نصرالله پناهي ، مسئول ساخت آن ، گوشزد کرد و گفت :

    اين ايراد را برطرف کنيد . فردا به کيش مي‌روم و عصر که برگشتم مستقيماً به اين جا مي‌آيم ، ببينم چه کرده‌ايد .

    ساعت 11 شب ، تيمسار از همه خداحافظي کرد و به منزل رفت .


    «اللهم عجل لوليك الفرج والعافيه و النصر و جعلنا من خير اعوانه و انصاره و من المستشهدين بين يديه»


    #2 ارسال شده در تاريخ January 6th, 2011 در ساعت 21:45:52

  4. The Following 8 Users Say Thank You to Eshghe Parvaz For This Useful Post:

    IR Blue SKY (January 6th, 2011), IRIS 74 SAHAND (January 7th, 2011), Mahan (January 6th, 2011), Mohammad Tomcat (January 6th, 2011), MrezaT (January 25th, 2012), reza dezfuli (January 8th, 2011), sd-787 (January 6th, 2011), SKY MAN (January 7th, 2011)

  5. Eshghe Parvaz ?????? ??
    Eshghe Parvaz

    کارشناس هوانوردی
    December 2008
    ايران
    1,312
    تعداد تشکر : 8,798
    Thanked 6,109 Times in 1,045 Posts

    ??? ??? پاسخ: نحوه شهادت شهيد ستاري و همراهان (قسمت سوم) //اختصاصي

    پنج‌شنبه 15 ديماه
    جلسه شوراي فرماندهان پدافند هوايي به مدت سه روز در کيش برگزار شده بود ، تيمسار ستاري قرار بود براي مراسم اختتاميه سخنراني کند . ساعت 9 صبح به تيمسار يميني ، اطلاع داده شد که هواپيماي تيمسار ستاري تا ده دقيقه ديگر در باند فرود مي‌آيد . او به اتفاق ساير فرماندهان جلسه را تعطيل کردند و به استقبال تيمسار رفتند .



    هواپيماي تيمسار در باند نشست و او به همراه معاونتهاي خود از آن پايين آمد و به سمت سالن برگزاري جلسه به راه افتاد .

    تيمسار در جلسه دو ساعت سخنراني کرد و چنان حرف مي‌زد که همه از حالت حرف زدنش متعجب شده بودند . نکاتي را در بارة آينده نيرو به فرماندهان متذکر شد ، که انگار وصيت نامه مي‌خواند . تيمسار و همراهان او پس از صرف ناهار به مقصد اصفهان پرواز کردند .

    هواپيماي « جت استار » غرش کنان در آسمان پايگاه اصفهان ظاهر شد و اندکي بعد روي باند ايستاد و تيمسار و همراهانش از پلکان هواپيما پايين آمدند . فرمانده پايگاه به استقبال آمده بود . احترام نظامي گذاشت و با عرض خير مقدم ، اعلام کرد که پايگاه براي بازديد تيمسار فرماندهي آماده است . تيمسار از همان جا بازديد را آغاز کرد . ابتدا به گردان نگهداري رفت و مرحله کار « اورهال » کردن يکي از هواپيماها را مشاهده کرد و گفت :

    تلاشهايتان دارد به نتيجه مي‌رسد .

    سپس به انبارهاي تدارکاتي رفت . سرهنگ شاه حيدري يک روز قبل از تهران به دستور تيمسار آمده و انبارها را براي بازديد آماده کرده بود . تيمسار يک به يک قطعات موجود در انبارها را بازديد کرد . اين کار سه ساعت به طول انجاميد .

    بعد از بازديد ، در گوشه يکي از انبارها که براي پذيرايي در نظر گرفته شده بود ، تيمسار و همراهان جمع شدند .

    بعد از پذيرايي مختصر دسته جمعي براي ادامه بازديد به انبار قطعات هواپيما رفتند .

    تيمسار وقتي قطعات را ديد با خوشحالي غير قابل وصفي گفت :

    بحمدالله براي اورهال کردن هواپيماهاي موجود کمبود قطعه نداريم .

    برق انبار بعدي اشکال پيدا کرده بود و تيمسار براي اينکه آنجا را نيز بازديد کند با چراغ قوه اين کار را انجام داد . قطعات موجود را به دقت بررسي کرد .

    در چهره تيمسار خوشحالي زايدالوصفي ديده مي‌شد که براي سايرين جاي تعجب بود .

    تيمسار رزاقي از مير عشق‌الله پرسيد :

    شما چه کار کرده‌ايد که تيمسار اين قدر خوشحال هستند ؟

    مير عشق‌الله گفت :

    نمي‌دانم ، ولي فکر کنم ايشان خوشحالي‌اش از بازديد خوبي است که داشته‌اند .

    ولي کسي نمي‌دانست که خوشحالي او از الهامي است که از شوق وصل به او داده‌اند .

    کم‌کم خورشيد بساط خودش را از ديوار انبارها برمي‌چيد و با رفتنش سوز گزنده‌اي را به جا مي‌گذاشت .

    تيمسار لحظه‌اي احساس سردي کرد ، زيپ کاپشنش را بالا کشيد و نگاهي به خورشيد در غروب نشسته انداخت .



    خورشيد همانند طشت خوني از پس شاخه‌هاي استخواني درختان نمايان بود و کران تا کران آسمان را به رنگ خون در آورده بود . اين آخرين نگاه تيمسار به خورشيد روز پانزدهم ديماه بود .

    وقت اذان شده بود . گلبانک الله اکبر از گلدسته‌هاي مساجد به گوش مي‌رسيد . در گوشه يکي از انبارها تيمسار و همراهانش به نماز ايستادند و بعد از نماز دوباره بازديد را تا آخرين انبار ادامه دادند .

    در پايان تيمسار به مير عشق‌الله گفت :

    همه چيز مرتب و به اندازه کافي وجود داشت . ان‌شاء الله در بازديدهاي بعدي براي شام مي‌مانيم .

    مير عشق‌الله گفت :

    چرا امشب نمي‌مانيد ؟

    تيمسار گفت :

    در تهران کار زيادي دارم . به بچه‌هاي سازندة اتومبيل قول داده‌ام ، امشب به آنها سر بزنم .

    لحن تيمسار طوري بود که ديگر مير عشق‌الله بيشتر از اين نتوانست تعارف کند لذا به همراه معاونين خود ، مهمانان را تا باند فرودگاه بدرقه کرد . ساير مهمانان که همراه تيمسار بودند ، يک به يک بدرقه کنندگان را در آغوش گرفتند و به گرمي از آنها خداحافظي کردند و در هواپيما نشستند .

    خلبان ، هواپيما را براي پرواز آماده کرد...


    «اللهم عجل لوليك الفرج والعافيه و النصر و جعلنا من خير اعوانه و انصاره و من المستشهدين بين يديه»


    #3 ارسال شده در تاريخ January 7th, 2011 در ساعت 14:51:25

  6. The Following 9 Users Say Thank You to Eshghe Parvaz For This Useful Post:

    F.A (January 6th, 2012), IR Blue SKY (January 7th, 2011), Mahan (January 7th, 2011), Mohammad Tomcat (January 8th, 2011), MrezaT (January 25th, 2012), reza dezfuli (January 8th, 2011), sd-787 (January 7th, 2011), SKY MAN (January 7th, 2011), Yasser_Maximus (January 15th, 2011)

  7. Yasser_Maximus ?????? ??
    Yasser_Maximus

    هوانورد ارشد-سرهنگ
    November 2010
    THR/OIII
    1,224
    تعداد تشکر : 866
    Thanked 5,152 Times in 1,140 Posts
    ارسال هاي وبلاگ : 10

    ??? ??? پاسخ: نحوه شهادت شهيد ستاري و همراهان (قسمت سوم) //اختصاصي

    از ارزنده ترین کلام های ایشان است که:
    از آسمان به کائنات نگریستن فرق میکند با از آسمان به زمین نگریستن. انسان را جور دیگری بار می آورد انسان طور دیگری با خدا می تواند از آسمان حرف بزند
    با آسمان بگویید احوال آب چشمم


    میل خزیدن نیست بغض است مرا پرواز
    #4 ارسال شده در تاريخ January 7th, 2011 در ساعت 15:33:13

  8. The Following 6 Users Say Thank You to Yasser_Maximus For This Useful Post:

    Eshghe Parvaz (January 7th, 2011), IR Blue SKY (January 7th, 2011), Mahan (January 9th, 2011), MrezaT (January 25th, 2012), reza dezfuli (January 8th, 2011), SKY MAN (January 7th, 2011)

  9. Eshghe Parvaz ?????? ??
    Eshghe Parvaz

    کارشناس هوانوردی
    December 2008
    ايران
    1,312
    تعداد تشکر : 8,798
    Thanked 6,109 Times in 1,045 Posts

    ??? ??? پاسخ: نحوه شهادت شهيد ستاري و همراهان (قسمت پاياني) //اختصاصي

    بخش پاياني
    خلبان ، هواپيما را براي پرواز آماده کرد...

    ساعت حدوداً 8 شب بود. خلبان سرهنگ جمشيدي به همراه كمك خود سرهنگ دوم خلبان جم منش هواپيماي جت استار را براي پرواز به سمت تهران آماده مي كردند. تيمسار ستاري به همراه تيمسار اردستاني ، شجاعي ، ياسيني و ديگر همراهان به پاي هواپيما آمده و پس از خداحافظي سوار بر هواپيما شدند.


    مهندس پرواز سروان سنايي مشغول چك هاي قبل از پرواز است. بعد از سوار شدن درب هواپيما بسته مي شود. ساعت تقريباً 20:10 كمك خلبان از برج اصفهان اجازه استارت و درخواست كليرنس براي فرودگاه مهرآباد را مي خواهد.

    اجازه استارت داده مي شود. مسير پروازي نيز براي پرواز به سمت تهران توسط برج به هواپيماي حامل فرماندهان ارتش داده مي شود. بعد از روشن شدن 4 موتور جت هواپيما ، درخواست تاكسي براي باند 26 فرودگاه شهيد بهشتي اصفهان داده مي شود و مسير تاكسي كردن توسط برج به خلبان اعلام مي شود.

    هواپيما آرام آرام و بدون هيچ گونه مشكلي مشغول تاكسي كردن هست. تيمسار و همراهان مشغول صحبت و گفتگو با يكديگر هستند . بعد از رسيدن به اول باند ، برج هواپيما را براي تيك آف مجاز مي نمايد و پرواز خوبي براي آنها آرزو مي كند. خلبان جمشيدي با جلو دادن تراتل هاي هواپيما 4 موتور را به غرش در مي آورد و هواپيما بعد از رسيدن به سرعت مناسب تيك آف مي كند و با گردش به راست شروع به گرفتن ارتفاع و قرار گرفتن در مسير پروازي مي كند.

    حدوداً ساعت 20 و 30 دقيقه مهندس سنايي و خلبان مشغول انجام چك ليست هاي بعد از تيك آف و ارتفاع گرفتن هستند . ناگهان متوجه مي شوند كه چراغ هشدار درب هواپيما روشن شده و نشان مي دهد كه اشكالي در درست بسته شدن آن مي باشد. (قبلاً نيز گويا اين در مشكل داشته و كامل سيف نمي شده است) با مشاهده اين وضعيت خلبان با اعلام وضعيت اضطراري به واحد مراقبت اصفهان درخواست بازگشت به اصفهان و رفع مشكل را مي نمايد.

    واحد مراقبت با انجام اقدامات لازم هواپيما را راهنمايي ميكند تا مجدداً به فرودگاه اصفهان برگردد. داخل هواپيما نيز به اطلاع تيمسار و سايرين مي رسانند كه هواپيما دچار مشكل در درب شده و قصد بازگشت به اصفهان را دارند. كمك خلبان جم منش و مهندس پرواز سنايي مشغول چك ليست هاي حالت اضطراري هستند. خلبان شريفي نيز هواپيما را در كنترل دارد. خلبان كم كم شروع به كاستن ارتفاع مي كند. لازم به ذكر است ارتفاع فرودگاه اصفهان از سطح دريا 5059 پا مي باشد. {خلبان به گمان اينكه در مهرآباد خواهد نشست ارتفاع را تا حدود 5000 پا كاهش مي دهد ( ارتفاع تهران از سطح دريا 3794 پا است).}

    ساعت 20:42 در آخرين تماس؛ موقعيت هواپيما خواسته مي شود. اينگونه جواب مي آيد: در حال گردش براي فاينال هستيم و ناگهان ارتباط با برج مراقبت قطع مي شود.

    هواپيماي جت استار نيروي هوايي به شماره ثبت 9001-5 در فاصله 64 كيلومتري فرودگاه در جاده نايين – يزد سقوط كرده بود و فرمانده نيروي هوايي و جمعي از فرماندهان نيرو و همراهانشان به شهادت رسيده بودند.

    در اين هواپيما افراد زير به همراه شهيد ستاري به شهادت رسيدند :
    شهيد خلبان مصطفي اردستاني (معاونت عمليات نيروي هوايي) – شهيد خلبان سيد عليرضا ياسيني (معاون هماهنگ کننده و رئيس ستاد نيروي هوايي) – شهيد احمد شجاعي – شهيد حسن رزاقي – شهيد شريفي (مسئول دفتر شهيد ستاري) شهيد خلبان جمشيدي (خلبان پرواز) – شهيد خلبان جم منش (كمك خلبان) – شهيد سنايي (مهندس پرواز) – شهيد پورزاری (افسر و گارد همراه) - شهيد محتشمی (افسر و گارد همراه) و شهيد محسنی (افسر و گارد همراه)



    تصاوير فرماندهان شهيد همراه با شهيد ستاري
    براي ديدن سايز اصلي روي عكس كليك كنيد.




    حضور مقام معظم رهبري در تشييع پيكر شهيد ستاري و شهداي سانحه




    خداوند انشاالله روح تمامي اين شهيدان را با حضرت اباعبدالله الحسين (عليه السلام) محشور بفرمايد.






    پايان مطلب/
    كپي برداري بدون ذكر نام "بزرگترين مركز هوافضا و هوانوردي ايران" -Aerocenter.ir- مجاز نمي باشد.


    --------------------------------------
    منابع:
    كتاب آسمان غرنبه
    سايت دفاع مقدس
    فارس نيوز
    مشرق نيوز
    و منابع اختصاصي


    «اللهم عجل لوليك الفرج والعافيه و النصر و جعلنا من خير اعوانه و انصاره و من المستشهدين بين يديه»


    #5 ارسال شده در تاريخ January 9th, 2011 در ساعت 00:46:26

  10. The Following 10 Users Say Thank You to Eshghe Parvaz For This Useful Post:

    dorchin (December 30th, 2013), F.A (January 6th, 2012), IR Blue SKY (January 9th, 2011), Mahan (January 9th, 2011), Mohammad Tomcat (January 9th, 2011), MrezaT (January 25th, 2012), sd-787 (January 9th, 2011), SKY MAN (January 9th, 2011), yasini-phantom (December 17th, 2012), عبدالاحد (January 30th, 2013)

???? ??? ????? ? ??????

  • ??? ????????? ????? ????? ????? ????
  • ??? ????? ????? ???? ?? ??????
  • ??? ????????? ???? ????? ????.
  • ??? ????????? ??? ??? ??? ?? ?????? ????
  •  

Designed With Cooperation

Of Creatively & VBIran


Search Engine Friendly URLs by vBSEO 3.6.0