پرواز سيزده ساعته اروميه ـ تهران

يكي از بينندگان «تابناك» در مطلبي با انتقاد از تأخير پروازها و ناهماهنگي در جابجايي مسافران آورده است: ساعت 20 روز 22 بهمن، براي شرکت در همايشي به همراه چند تن از همکاران، راهي فرودگاه اروميه شديم تا انشاءالله با پرواز شماره 276 و ساعت 21.30 راهي تهران شويم. با اين‌که برف از ساعتي قبل شروع به باريدن کرده و هر لحظه به شدت آن اضافه مي‌شد و پيش‌بيني لغو پرواز دور از انتظار نبود، ليکن اطلاعات پرواز فرودگاه، با اعلام بي‌اطلاعي از پرواز، ما و همه مسافران را در بلاتکليفي نگه داشت.
سالن فرودگاه پر از مسافران خسته و سرگردان بود. باز هم خدا آقاي فردوسي‌پور و برنامه نودش رو حفظ کنه که باعث شده جمع کثيري خود را با نمايشگرهاي پخش‌کننده برنامه سرگرم کنند.

خلاصه اعلام شد پرواز تهران به اروميه ساعت 24.20 دقيقه به اين شهر خواهد رسيد. (اين اعلام ساعت خودش هم باعث کلي مزاح شد تا در اين بلاتکليفي و خستگي و نگراني، گوشه‌اي از لب‌هاي مسافران که متوجه چنين اشتباهي شدند بخندد.) تا اينجا يعني ما دست‌كم شاهد چهار ساعت تأخير خواهيم بود. باز هم جاي شکرش باقي بود چون همايش ما ساعت 7.30 صبح فردا بود و مي‌توانستيم در تهران چند ساعتي استراحت کنيم.

هواپيما ساعت 30 دقيقه بامداد روز 23 بهمن در ميان برف زياد در باند نشست. سريع مسافران پياده شدند و ما نيز سوار، ليکن دريغ از پرواز...

من هم با ديدين هواپيماي بوئينگ 747 کلي ذوق‌زده شدم. هرچند ساعاتي معطل مي‌شديم، اما براي نخستين بار سوار اين نوع هواپيما مي‌شوم. بيش از دويست صندلي خالي بود و برايم تعجب‌آور که چرا پيش‌بيني مسئولان پرواز اين‌گونه بوده است!
خلاصه تا ساعت 4.30 و در کمال بي‌خبري داخل هواپيما نشستيم. بال‌هاي مملو از برف آن با صرف يک ساعت وقت شسته شد و سرانجام ساعت 4.30 پرواز کرديم.

با اعلام خلبان محترم، مبني بر نبود ديد کافي در فرودگاه مهرآباد، در فرودگاه امام هواپيما بر زمين نشست و ما آماده خروج از هواپيما، ولي پس از يك ساعت و نيم معطلي، مهماندار اعلام کرد تنها آنهايي مي‌توانند پياده شوند که وسايلي در قسمت بار نداشته باشند، زيرا هواپيما بايد براي تکميل تشريفات پرواز راهي مهرآباد شود. من با عده‌اي از همکاران آماده پياده شدن بوديم که گفتند نمي‌توانيم پياده شويم، چون فرودگاه بين‌المللي است و براي خروج از آن بايد گذرنامه داشته باشيم. با کلي خستگي روحي و جسمي و بعضي نيز با عصبانيت و اعتراض به صندلي‌هاي خود برگشتيم. نيم ساعت بعد، دوباره خلبان اعلام کرد مي‌توانيم پياده شويم که اين بار گارد حفاظتي مانع بودند که با قشقرق و اعتراض مردم و پادرمياني برخي نمايندگان مجلس که در جمع بودند، با حدود صد نفر از مسافران، موفق به خروج از فرودگاه شده و با حدود يك ساعت و نيم طي طريق به دانشگاه شهيد بهشتي (محل همايش ) رسيديم، اما دريغ از يک معذرت‌خواهي يا توضيحي از سوي مسئولان مربوطه.

جالبترين بخش سفر، آخرين قسمت آن بود که از زبان همکارمان که مجبور به ماندن در هواپيما بود، اين گونه بيان شد:

قرار بود هواپيما بلافاصله پس از پياده شدن مسافران به طرف مهرآباد پرواز کند. در جواب پرسش مسافران در ساعت 7.30 ،که چرا پرواز انجام نمي‌شود، مي‌گويند: خلبان قبلي، شيفت کاري‌اش تمام شده و بايد خلبان جايگزين بيايد. نيم ساعت پس از آمدن خلبان، کمک خلبان و نيم ساعت پس از وي، مهندس پرواز مي‌آيند. وقتي همه کادر پروازي آماده مي‌شوند، ماشيني که وظيفه جابجايي هواپيما به طرف باند را داشته، آماده نبود. و پس از اين كه هواپيما در باند فرودگاه مهرآباد مي‌نشيند، اجازه حرکت به طرف توقفگاه و پياده شدن مسافران را به آن نمي‌دهند، چرا که در برنامه کاري آن ساعت فرودگاه، چنين فرودي پيش‌بيني نشده بود.

.... خلاصه کلام؛ پرواز اروميه تهران به جاي يک ساعت معمول، سيزده ساعت طول کشيد، بدون اين که مسئولي خم به ابرو بياورد.و اين در حالي بود كه براي پرواز 250 نفري، همواپيمايي 480 نفري اعزام شده بود.
هزينه دوبار پرواز و فرود و آن همه درجا کار کردن، هزينه اتلاف وقت بيش از سه هزار ساعت وقت مردم، آن هم با دلهره و اضطراب وصف نشدني، مريضي و بي حال شدن برخي کودکان و بانوان، گفت‌وگوها و مجادله بي‌شمار با کادر پرواز و خدمه فرودگاه امام و... همه خاطره‌اي بس تلخ و فراموش نشدني براي همه آنهايي بود که در اين پرواز بودند و در پايان، اين مسائل، بي‌برنامگي، بي‌توجهي به شأن و منزلت مشتري و هم‌وطنان را نشان داد.