[size=medium]همه اشيا به طرف مركز زمين كشيده مي‌شوند.بهتر است در مسائل نجومي خود را از قيد مفهوم بالا و پائين رها سازيم.زيرا در فضاي افلاك پايين و بالا وجود نداشته زيرا سكنه نيمكره جنوبي مثلا استراليايي ها نيز مانند سكنه نيمكره شمالي آسمان پر ستاره‌اي را بر فراز سر خويش مشاهده مي‌كنند.اگر چه آنها اصولا به عقيده پيشينيان كه نمي‌توانستند كرويت زمين را مجسم كنند بايد با سر به زمين آويخته باشند.
در حدود 450 سشال پيش از ميلاد مسيح يك فيلسوف يوناني به نام فيلولائوس عقيده داشت
كه جهان كروي و محدود بوده و به مركزيت زمين در جهان اعتقادي نداشت!
آريستار خوس ساموسي (320-250ق.م)اولين كسي است كه معتقد بود كه خورشيد حركتي نداشته و سيارات منجمله زمين به دور خورشيد مي‌گردند.وي به فرضيه خورشيد مركزي
اعتقاد داشت ولي فرمولهاي رياضي حركت سياره‌اي برمبناي قرار گرفتن خورشيد در مركز منظومه ارائه نداد!يكي از دلايلي كه بعد ها يوناني ها به پذيرفتن اينكه زمين در مركز
جهان قرار داشته روي آوردند اين بود كه منجمين مربوطه (هيپارخوس) فرمولهاي رياضي مورد لزوم را براي نظريه خود به دست آورده بود.آريستارخوس اولين كسي بود كه اندازه
دقيقي از فاصله ماه تا زمين بدست آورد و همچنين كوشش كرد كه فاصله خورشيد تا زمين
را بدست آورد.روش او براي اندازه‌گيري از لحاظ نظري درست بود ولي به سبب اينكه
ابزار نجومي پيشرفته‌اي نداشت.لذا اندازه‌گيري برآوردي فاصله خورشيد تا زمين خيلي از حقيقت بدور بود.
[/size]