برترین مطلب این هفته ی سایت

رونمايي از نسخه جديد ايروسنتر

با تلاش چندين روزه و شبانه روزي همكاران فني در ايروسنتر ، نسخه اسكريپت انجمن ساز قدرتمند VBulletin سايت ايروسنتر به روزساني و بهينه سازي گرديد و به آخرين ورژن ارائه شده آپگريد شد، در اين نسخه جديد مشكلات قبلي برطرف گرديده و قابليت هاي جديدي نيز به سايت افزوده شده و خواهد شد اين پوسته نسخه جديد سايت پوسته ای در 4 رنگ جداگانه می باشد که برای صفحه های Retina و موبایل بهینه سازی شده است.

????? ?????: ?? 1 ?? 2 ?? 2
dqw
  1. SKY MAN ?????? ??
    SKY MAN

    رئیس سایت
    August 2007
    none
    7,234
    تعداد تشکر : 19,755
    Thanked 20,851 Times in 3,723 Posts
    ارسال هاي وبلاگ : 9

    ??? ??? ولادت حضرت امام محمد تقی , جوادالأئمه (ع ) مبارک باد

    [align=center][size=medium]ولادت حضرت امام محمد تقی , جوادالأئمه (ع ) مبارک باد[/size][/align]

    [align=center][flash 300:110]http://aerocenter.persiangig.com/image/emam%20javad.swf[/flash][/align]

    امام نهم شيعيان حضرت جواد (ع ) در سال 195هجری در مدينه ولادت يافت . نام نامي اش محمد معروف به جواد و تقی است . القاب ديگری مانند : رضی و متقی نيز داشته ، ولی تقی از همه معروفتر مي باشد . مادر گرامي اش سبيکه يا خيزران است که اين دو نام در تاريخ زندگی آن حضرت ثبت است . امام محمد تقی (ع ) هنگام وفات پدر 8 ساله بود . پس از شهادت جانگداز حضرت رضا عليه السلام در اواخر ماه صفر سال 203ه مقام امامت به فرزند ارجمندش حضرت جوادالأئمه (ع ) انتقال يافت . مأمون خليفه عباسی که همچون ساير خلفای بنی عباس از پيشرفت معنوی و نفوذ باطنی امامان معصوم و گسترش فضايل آنها در بين مردم هراس داشت ، سعی کرد ابن الرضا را تحت مراقبت خاص خويش قرار دهد . " از اينجا بود که مأمون نخستين کاری که کرد ، دختر خويش ام الفضل را به ازدواج حضرت امام جواد (ع ) درآورد ، تا مراقبی دايمی و از درون خانه ، بر امام گمارده باشد . رنجهای دايمی که امام جواد (ع ) از ناحيه اين مأمور خانگی برده است ، در تاريخ معروف است " . از روشهايی که مأمون در مورد حضرت رضا (ع ) به کار مي بست ، تشکيل مجالس بحث و مناظره بود . مأمون و بعد معتصم عباسی مي خواستند از اين راه - به گمان باطل خود - امام (ع ) را در تنگنا قرار دهند . در مورد فرزندش حضرت جواد (ع ) نيز چنين روشی را به کار بستند . به خصوص که در آغاز امامت هنوز سنی از عمر امام جواد (ع ) نگذشته بود . مأمون نمي دانست که مقام ولايت و امامت که موهبتی است الهی ، بستگی به کمی و زيادی سالهای عمر ندارد . باری ، حضرت جواد (ع ) با عمر کوتاه خود که همچون نوگل بهاران زودگذر بود ، و در دوره ای که فرقه های مختلف اسلامی و غير اسلامی در ميدان رشد و نمو يافته بودند و دانشمندان بزرگی در اين دوران ، زندگی مي کردند و علوم و فنون ساير ملتها پيشرفت نموده و کتابهای زيادی به زبان عربی ترجمه و در دسترس قرار گرفته بود ، با کمی سن وارد بحثهای علمی گرديد و با سرمايه خدايی امامت که از سرچشمه ولايت مطلقه و الهام ربانی مايه گرفته بود ، احکام اسلامی را مانند پدران و اجداد بزرگوارش گسترش داد و به تعليم و ارشاد پرداخت و به مسائل بسياری پاسخ گفت . برای نمونه ، يکی از مناظره های ( = احتجاجات ) حضرت امام محمد تقی (ع ) را در زير نقل مي کنيم : " عياشی در تفسير خود از ذرقان که همنشين و دوست احمد بن ابی دؤاد بود ، نقل مي کند که ذرقان گفت : روزی دوستش ( ابن ابی دؤاد ) از دربار معتصم عباسی برگشت و بسيار گرفته و پريشان حال به نظر رسيد . گفتم : چه شده است که امروز اين چنين ناراحتی ؟ گفت : در حضور خليفه و ابوجعفر فرزند علی بن موسی الرضا جريانی پيش آمد که مايه شرمساری و خواری ما گرديد . گفتم : چگونه ؟ گفت : سارقی را به حضور خليفه آورده بودند که سرقتش آشکار و دزد اقرار به دزدی کرده بود . خليفه طريقه اجرای حد و قصاص را پرسيد . عده ای از فقها حاضر بودند ، خليفه دستور داد بقيه فقيهان را نيز حاضر کردند ، و محمد بن علی الرضا را هم خواست . خليفه از ما پرسيد : حد اسلامی چگونه بايد جاری شود ؟ من گفتم : از مچ دست بايد قطع گردد . خليفه گفت : به چه دليل ؟ گفتم : به دليل آنکه دست شامل انگشتان و کف دست تا مچ دست است ، و در قرآن کريم در آيه تيمم آمده است : فامسحوا بوجوهکم و ايديکم . بسياری از فقيهان حاضر در جلسه گفته مرا تصديق کردند . يک دسته از علماء گفتند : بايد دست را از مرفق بريد . خليفه پرسيد : به چه دليل ؟ گفتند : به دليل آيه وضو که در قرآن کريم آمده است : ... و ايديکم الی المرافق . و اين آيه نشان مي دهد که دست دزد را بايد از مرفق بريد . دسته ديگر گفتند : دست را از شانه بايد بريد چون دست شامل تمام اين اجزاء مي شود . و چون بحث و اختلاف پيش آمد ، خليفه روی به حضرت ابوجعفر محمد بن علی کرد و گفت : يا اباجعفر ، شما در اين مسأله چه مي گوييد ؟ آن حضرت فرمود : علمای شما در اين باره سخن گفتند . من را از بيان مطلب معذور بدار . خليفه گفت : به خدا سوگند که شما هم بايد نظر خود را بيان کنيد . حضرت جواد فرمود : اکنون که من را سوگند مي دهی پاسخ آن را مي گويم . اين مطالبی که علمای اهل سنت درباره حد دزدی بيان کردند خطاست . حد صحيح اسلامی آن است که بايد انگشتان دست را غير از انگشت ابهام قطع کرد . خليفه پرسيد : چرا ؟ امام (ع ) فرمود : زيرا رسول الله (ص ) فرموده است سجود بايد بر هفت عضو از بدن انجام شود : پيشانی ، دو کف دست ، دو سر زانو ، دو انگشت ابهام پا ، و اگر دست را از شانه يا مرفق يا مچ قطع کنند برای سجده حق تعالی محلی باقی نمي ماند ، و در قرآن کريم آمده است " و ان المساجد لله ... " سجده گاه ها از آن خداست ، پس کسی نبايد آنها را ببرد . معتصم از اين حکم الهی و منطقی بسيار مسرور شد ، و آن را تصديق کرد و امر نمود انگشتان دزد را برابر حکم حضرت جواد (ع ) قطع کردند . ذرقان مي گويد : ابن ابی دؤاد سخت پريشان شده بود ، که چرا نظر او در محضر خليفه رد شده است . سه روز پس از اين جريان نزد معتصم رفت و گفت : يا اميرالمؤمنين ، آمده ام تو را نصيحتی کنم و اين نصحيت را به شکرانه محبتی که نسبت به ما داری مي گويم . معتصم گفت : بگو . ابن ابی دؤاد گفت : وقتی مجلسی از فقها و علما تشکيل مي دهی تا يک مسأله يا مسائلی را در آنجا مطرح کنی ، همه بزرگان کشوری و لشکری حاضر هستند ، حتی خادمان و دربانان و پاسبانان شاهد آن مجلس و گفتگوهايی که در حضور تو مي شود هستند ، و چون مي بينند که رأی علمای بزرگ تو در برابر رأی محمد بن علی الجواد ارزشی ندارد ، کم کم مردم به آن حضرت توجه مي کنند و خلافت از خاندان تو به خانواده آل علی منتقل مي گردد ، و پايه های قدرت و شوکت تو متزلزل مي گردد . اين بدگويی و اندرز غرض آلود در وجود معتصم کار کرد و از آن روز در صدد برآمد اين مشعل نورانی و اين سرچشمه دانش و فضيلت را خاموش سازد . اين روش را - قبل از معتصم - مأمون نيز در مورد حضرت جوادالأئمه (ع ) به کار مي برد ، چنانکه در آغاز امامت امام نهم ، مأمون دوباره دست به تشکيل مجالس مناظره زد و از جمله از يحيی بن اکثم که قاضی بزرگ دربار وی بود ، خواست تا از امام (ع ) پرسشهايی کند ، شايد بتواند از اين راه به موقعيت امام (ع ) ضربتی وارد کند . اما نشد ، و اما از همه اين مناظرات سربلند درآمد . روزی از آنجا که " يحيی بن اکثم " به اشاره مأمون مي خواست پرسشهای خود را مطرح سازد مأمون نيز موافقت کرد ، و امام جواد (ع ) و همه بزرگان و دانشمندان را در مجلس حاضر کرد . مأمون نسبت به حضرت امام محمد تقی (ع ) احترام بسيار کرد و آنگاه از يحيی خواست آنچه مي خواهد بپرسد . يحيی که پيرمردی سالمند بود ، پس از اجازه مأمون و حضرت جواد (ع ) گفت : اجازه مي فرمايی مسأله ای از فقه بپرسم ؟ حضرت جواد فرمود : آنچه دلت مي خواهد بپرس . يحيی بن اکثم پرسيد : اگر کسی در حال احرام قتل صيد کرد چه بايد بکند ؟ حضرت جواد (ع ) فرمود : آيا قاتل صيد محل بوده يا محرم ؟ عالم بوده يا جاهل ؟ به عمد صيد کرده يا خطا ؟ محرم آزاد بوده يا بنده ؟ صغير بوده يا کبير ؟ اول قتل او بوده يا صياد بوده و کارش صيد بوده ؟ آيا حيوانی را که کشته است صيد تمام بوده يا بچه صيد ؟ آيا در اين قتل پشيمان شده يا نه ؟ آيا اين عمل در شب بوده يا روز ؟ احرام محرم برای عمره بوده يا احرام حج ؟ يحيی دچار حيرت عجيبی شد . نمي دانست چگونه جواب گويد . سر به زير انداخت و عرق خجالت بر سر و رويش نشست . درباريان به يکديگر نگاه مي کردند . مأمون نيز که سخت آشفته حال شده بود در ميان سکوتی که بر مجلس حکمفرما بود ، روی به بنی عباس و اطرافيان کرد و گفت : - ديديد و ابوجعفر محمد بن علی الرضا را شناختيد ؟ سپس بحث را تغيير داد تا از حيرت حاضران بکاهد . باری ، موقعيت امام جواد (ع ) پس از اين مناظرات بيشتر استوار شد . امام جواد (ع ) در مدت 17سال دوران امامت به نشر و تعليم حقايق اسلام پرداخت ، و شاگردان و اصحاب برجسته ای داشت که : هر يک خود قله ای بودند از قله های فرهنگ و معارف اسلامی مانند : ابن ابی عمير بغدادی ، ابوجعفر محمد بن سنان زاهری ، احمد بن ابی نصر بزنطی کوفی ، ابوتمام حبيب اوس طائی - شاعر شيعی مشهور - ابوالحسن علی بن مهزيار اهوازی و فضل بن شاذان نيشابوری که در قرن سوم هجری مي زيسته اند . اينان نيز ( همچنانکه امام بزرگوارشان هميشه تحت نظر بود ) هر کدام به گونه ای مورد تعقيب و گرفتاری بودند . فضل بن شاذان را از نيشابور بيرون کردند . عبدالله بن طاهر چنين کرد و سپس کتب او را تفتيش کرد و چون مطالب آن کتابها را - درباره توحيد و ... - به او گفتند قانع نشد و گفت مي خواهم عقيده سياسی او را نيز بدانم . ابوتمام شاعر نيز از اين امر بي بهره نبود ، اميرانی که خود اهل شعر و ادب بودند حاضر نبودند شعر او را - که بهترين شاعر آن روزگار بود ، چنانکه در تاريخ ادبيات عرب و اسلام معروف است - بشنوند و نسخه از آن داشته باشند . اگر کسی شعر او را برای آنان ، بدون اطلاع قبلی ، مي نوشت و آنان از شعر لذت مي بردند و آن را مي پسنديدند ، همين که آگاه مي شدند که از ابوتمام است يعنی شاعر شيعی معتقد به امام جواد (ع ) و مروج آن مرام ، دستور مي دادند که آن نوشته را پاره کنند . ابن ابی عمير - عالم ثقه مورد اعتماد بزرگ - نيز در زمان هارون و مأمون ، محنتهای بسيار ديد ، او را سالها زندانی کردند ، تازيانه ها زدند . کتابهای او را که مأخذ عمده علم دين بود ، گرفتند و باعث تلف شدن آن شدند و ... بدين سان دستگاه جبار عباسی با هواخواهان علم و فضيلت رفتار مي کرد و چه ظالمانه !

    شهادت حضرت جواد (ع )

    اين نوگل باغ ولايت و عصمت گرچه کوتاه عمر بود ولی رنگ و بويش مشام جانها را بهره مند ساخت . آثار فکری و رواياتی که از آن حضرت نقل شده و مسائلی را که آن امام پاسخ گفته و کلماتی که از آن حضرت بر جای مانده ، تا ابد زينت بخش صفحات تاريخ اسلام است . دوران عمر آن امام بزرگوار 25سال و دوره امامتش 17سال بوده است . معتصم عباسی از حضرت جواد (ع ) دعوت کرد که از مدينه به بغداد بيايد . امام جواد در ماه محرم سال 220هجری به بغداد وارد شد . معتصم که عموی ام الفضل زوجه حضرت جواد بود ، با جعفر پسر مأمون و ام الفضل بر قتل آن حضرت همداستان شدند . علت اين امر - همچنان که اشاره کرديم - اين انديشه شوم بود که مبادا خلافت از بنی عباس به علويان منتقل شود . از اين جهت ، درصدد تحريک ام الفضل برآمدند و به وی گفتند تو دختر و برادرزاده خليفه هستی ، و احترامت از هر جهت لازم است و شوهر تو محمد بن علی الجواد ، مادر علی هادی فرزند خود را بر تو رجحان مي نهد . اين دو تن آن قدر وسوسه کردند تا ام الفضل - چنان که روش زنان نازاست - تحت تأثير حسادت قرار گرفت و در باطن از شوهر بزرگوار جوانش آزرده خاطر شد و به تحريک و تلقين معتصم و جعفر برادرش ، تسليم گرديد . آنگاه اين دو فرد جنايتکار سمی کشنده در انگور وارد کردند و به خانه امام فرستاده تا سياه روی دو جهان ، ام الفضل ، آنها را به شوهرش بخوراند . ام الفضل طبق انگور را در برابر امام جواد (ع ) گذاشت ، و از انگورها تعريف و توصيف کرد و حضرت جواد (ع ) را به خوردن انگور وادار و در اين امر اصرار کرد . امام جواد (ع ) مقداری از آن انگور را تناول فرمود . چيزی نگذشت آثار سم را در وجود خود احساس فرمود و درد و رنج شديدی بر آن حضرت عارض گشت . ام الفضل سيه کار با ديدن آن حالت دردناک در شوهر جوان ، پشيمان و گريان شد ، اما پشيمانی سودی نداشت . حضرت جواد (ع ) فرمود : چرا گريه مي کنی ؟ اکنون که مرا کشتی گريه تو سودی ندارد . بدان که خداوند متعال در اين چند روزه دنيا تو را به دردی مبتلا کند و به روزگاری بيفتی که نتوانی از آن نجات بيابی . در مورد مسموم کردن حضرت جواد (ع ) قولهای ديگری هم نقل شده است .

    زنان و فرزندان حضرت جواد (ع )
    زن حضرت جواد (ع ) ام الفضل دختر مأمون بود . حضرت جواد (ع ) از ام الفضل فرزندی نداشت . حضرت امام محمد تقی زوجه ديگری مشهور به ام ولد و به نام سمانه مغربيه داشته است . فرزندان آن حضرت را 4 پسر و 4 دختر نوشته اند بدين شرح : 1 - حضرت ابوالحسن امام علی النقی ( هادی ) 2 - ابواحمد موسی مبرقع 3 - ابواحمد حسين 4 - ابوموسی عمران 5 - فاطمه 6 - خديجه 7 - ام کلثوم 8 - حکيمه حضرت جواد (ع ) مانند جده اش فاطمه زهرا زندگانی کوتاه و عمری سراسر رنج و مظلوميت داشت . بدخواهان نگذاشتند اين مشعل نورانی نورافشانی کند . امام نهم ما در آخر ماه ذيقعده سال 220ه . به سرای جاويدان شتافت . قبر مطهرش در کاظميه يا کاظمين است ، عقب قبر منور جدش حضرت موسی بن جعفر (ع ) زيارتگاه شيعيان و دوستداران است .
    #1 ارسال شده در تاريخ July 2nd, 2009 در ساعت 22:06:22

  2. SKY MAN ?????? ??
    SKY MAN

    رئیس سایت
    August 2007
    none
    7,234
    تعداد تشکر : 19,755
    Thanked 20,851 Times in 3,723 Posts
    ارسال هاي وبلاگ : 9

    ??? ??? RE: ولادت حضرت امام محمد تقی , جوادالأئمه (ع ) مبارک باد

    [align=center][size=medium]نمونه‏هايي از سيره امام جواد عليه‏السلام[/size][/align]

    [align=center][/align]

    عيادت
    امام جواد عليه‏السلام ، وقتي خبر بيماري کسي را مي‏شنيد، به عيادتش مي‏شتافت و از او دلجويي مي‏کرد. روزي امام جواد عليه‏السلام به عيادت يکي از ياران خود رفت. وقتي در بالين او نشست، متوجه شد بيمار گريه مي‏کند. حضرت فرمود: «اي بنده خدا! آيا از مرگ مي‏ترسي؟ اگر چرک و کثافات تو را فرا گرفته و موجب ناراحتي شود و جراحات و زخم‏هاي پوستي در بدن به وجود آيد و بداني که شستشوي در حمام، همه ناراحتي‏ها وامراض را از بين مي‏برد، آيا دوست داري وارد حمام شده و بدنت را بشويي و از زخم‏ها و آلودگي‏ها پاک شوي؟» بيمار مقداري آرام شد و رو به امام کرد و گفت: البته که دوست دارم. امام فرمودند: «مرگ براي مؤمن همانند حمامي است که انسان را از تمام رنج‏ها و سختي‏ها رهانيده و به سوي شادکامي مي‏برد». بيمار از کلام امام آرام گرفت و عافيت و نشاط پيدا کرده، نگراني‏اش از بين رفت.

    پرهيز از تجمل
    غذاي امام جواد عليه‏السلام همانند جد بزرگوارش اميرمؤمنان عليه‏السلام خيلي ساده و به دور از تشريفات بود. ايشان همانند تنگدستان جامعه غذا مي‏خورد و با ديگران هم غذا مي‏شد. امام جواد عليه‏السلام از اين که در کاخ‏هاي عباسيان به آسودگي و در رفاه زندگي کند و امور ديني شيعيان را به فراموشي بسپارد، راضي نبود و اگر شرايطي براي ترک اقامت در بغداد فراهم مي‏شد، آن شهر را ترک مي‏کرد. يکي از ياران امام مي‏گويد: در بغداد بر امام جواد عليه‏السلام وارد شدم و زندگي او را مشاهده نمودم. با خود گفتم: حال که امام به اين زندگي مرفه رسيده، هرگز به مدينه باز نمي‏گردد. امام لحظه‏اي سر به زير افکند و آن‏گاه سر برداشت. ديدم رنگ چهره امام از اندوه زرد شده است. حضرت رو به من کرد و فرمود: اي حسين! نان جوين و نمک نيمکوب در حرم رسول خدا صلي‏الله‏عليه‏و‏آله بهتر از اين‏هاست. به همين دليل امام در بغداد نماند و به همراه همسرش ام الفضل به مدينه بازگشت و تا سال 220 در مدينه بود.

    هديه دادن
    هديه دادن از آداب و رسوم زيبايي است که در اسلام نيز به آن سفارش شده و باعث ايجاد دوستي و از بين رفتن کينه وکدورت مي‏شود. امامان معصوم نيز براي خشنود کردن ديگران، به آنان هديه مي‏دادند. هنگامي که امام جواد عليه‏السلام از مدينه عازم عراق شد، خانواده خود را مورد لطف و مهرباني قرار داد. حضرت فرزند عزيزش امام هادي عليه‏السلام را روي زانوهاي خود نشاند و فرمود: فرزندم! چه چيزي دوست داري تا از عراق برايت هديه بياورم؟. امام هادي عليه‏السلام فرمودند: دوست دارم برايم شمشيري برّان بياوري. حضرت فرزند ديگرش موسي مبرقع را نيز مورد خطاب قرار داد و فرمود: تو چه مي‏خواهي تا هنگام برگشتن برايت هديه بياورم. او جواب داد من دوست دارم برايم اسبي بياوري.
    امام جواد فرمودند: «مرگ براي مؤمن همانند حمامي است که انسان را از تمام رنج‏ها و سختي‏ها رهانيده و به سوي شادکامي مي‏برد».

    نهي از منکر
    در مجلس مأمون عباسي، شخصي آوازخوان و تارزن به نام «مُخارق» بود که ريش بلندي داشت. مأمون عباسي از اوخواست تا کاري کند امام جواد عليه‏السلام از حالت معنوي بيرون آمده، قلب او به امور دنيا سرگرم شود. مخارق در مقابل امام جواد عليه‏السلام نشست و شروع به آواز خواني کرد. اهل مجلس اطراف او را گرفتند، ولي امام نهم توجهي نکرد. وقتي حضرت مشاهده نمود که آوازخوان از کار زشت خود دست برنمي‏دارد، فريادي کشيد و فرمود: اي ريش بلند! از خدا بترس. مخارق از فرياد امام چنان وحشت زده شد که ساز و تار از دستش افتاد، دستش فلج شد و تا آخر عمر هم بهبودي نيافت. مأمون او را طلبيد و ماجرا را پرسيد. او گفت: هنگامي که امام جواد عليه‏السلام بر سرم فرياد کشيد، آن چنان وحشت زده شدم که هنوز هم ترس و وحشت تمام وجودم را فرا گرفته است.

    بخشش
    بخشش در راه خدا، يکي از ويژگي‏هاي بارز اهل‏بيت پيامبر صلي‏الله‏عليه‏و‏آله است و آنان براي جلب رضايت پروردگار، کمک‏هاي فراواني به نيازمندان مي‏کردند. نهمين پيشواي مسلمين حضرت جواد عليه‏السلام نيز همانند اجداد بزرگوار خود به مستمندان کمک مي‏کرد. برنامه عملي امام جواد عليه‏السلام براساس نامه‏اي بود که از طرف پدر بزرگوارش امام رضا عليه‏السلام از خراسان براي ايشان فرستاده شده بود. امام رضا عليه‏السلام در اين نامه به فرزند عزيزش نوشت: «من به خاطر حقي که بر تو دارم، از تو مي‏خواهم که هرگاه تصميم به خارج شدن از منزل داري، از درِ بزرگ داخل و خارج شوي. هنگامي که سوار مرکب خود مي‏شوي، همراه خود طلا و نقره بردارو هر کس از تو درخواست کمک نمود، به او نيکي کن...».

    تشنه معرفت
    حضرت عبدالعظيم حسني، از شاگردان برجسته امام جواد عليه‏السلام مي‏گويد: به محضر مبارک امام جواد عليه‏السلام رسيدم و از حضرت درخواست حديثي نمودم که از پدران بزرگوارش نقل شده باشد. حضرت فرمودند جد بزرگوارم اميرمؤمنان عليه‏السلام فرمودند: «تا وقتي مردم با هم تفاوت داشته باشند، در خير و سعادت هستند و وقتي يکسان شدند هلاک مي‏شوند». گفتم: اي فرزند رسول خدا! باز هم بفرماييد. فرمود: اميرمؤمنان عليه‏السلام فرمودند: «اگر عيب شما بر ديگري آشکار شود، همديگر را دفن نمي‏کنيد». گفتم: باز هم بفرماييد. فرمود: امام علي عليه‏السلام مي‏فرمايد: «همنشيني با اشرار و انسان‏هاي بد، سبب بدگماني به خوبان مي‏شود». عرض کردم: اي فرزند رسول خدا! باز هم بفرماييد. حضرت فرمودند: اميرمؤمنان فرموده است: «بدترين توشه براي سفر قيامت، ظلم و ستم کردن بر بندگان خداست». گفتم: باز هم بفرماييد. حضرت فرمودند: اميرمؤمنان علي عليه‏السلام فرمود: «تدبير و انديشه قبل از اقدام به کار، تو را از پشيماني حفظ مي‏کند».
    اميرمؤمنان عليه‏السلام فرمودند: «تا وقتي مردم با هم تفاوت داشته باشند، در خير و سعادت هستند و وقتي يکسان شدند هلاک مي‏شوند».

    شريک جرم
    ستم و تجاوز به حقوق ديگران، از گناهان بزرگي است که جز با بخشيدن صاحب حق، بخشيده نمي‏شود. در شرع مقدس اسلام مسئوليت و کيفر ظلم، افزون بر اين که متوجه ظالم است، کساني را هم که به طور غير مستقيم با آن ظلم در ارتباط بوده‏اند در برمي‏گيرد. پيشواي نهم شيعيان امام جواد عليه‏السلام در بياني مي‏فرمايد: «کسي که به شخص ستمگر کمک کند يا به ستم کردن ديگران رضايت داده و خوشحال شود، در کيفر ستم مانند ستمکاران سهيم است».

    پيام رستگاري

    يکي از آرزوهاي ديرينه جوامع بشري، سعادت و خوشبختي آنان در تمام زمينه‏هاي زندگي است. اين امر، در جوامع اسلامي از اهميت زيادي برخوردار بوده و مسلمانان افزون بر نيک‏بختي دنيوي، خواهان سعادت اخروي و هم‏نشيني با رهبران و اولياي الهي در جهان پس از مرگ هستند. براي رسيدن به اين مقام والا، راهنمايي‏هايي از بزرگان دين رسيده که عمل به آن‏ها، ضامن نيک بختي و هم نشيني با اولياي الهي شمرده شده است. اسماعيل بن سهل مي‏گويد: به امام جواد عليه‏السلام نامه نوشته و از ايشان خواستم چيزي به من تعليم دهد تا با عمل کردن به آن، در دنيا و آخرت همراه آنان باشم و از آنان جدا نشوم. حضرت در جواب نامه نوشتند: «سوره قدر را زياد بخوان و لب‏هاي خود را به استغفار و طلب آمرزش تازه کن».

    نصيحت
    امام جواد عليه‏السلام همواره در خدمت مردم بود و از هدايت آنان غفلت نمي‏کرد. درِ خانه آن حضرت به روي تمام مردم باز بود و ايشان نيز به تمام درخواست‏هاي آنان پاسخ مي‏داد. روزي شخصي خدمت امام جواد عليه‏السلام رسيد و از حضرت درخواست نصيحت و موعظه نمود. امام رو به او کرد و فرمود: آيا گفته مرا قبول مي‏کني تا تو را نصيحت کنم؟ سؤال کننده گفت: آري، اي فرزند رسول خدا، امام فرمود: «صبر و تحمل را بالش خود قرار بده و با تنگدستي دست به گردن شو و آرزوها و درخواست‏هاي نفساني را ترک کن و با هواي نفس خود مخالفت نما. بدان که در حقيقت تو هيچ‏گاه از نظر و نگاه خداوند دور نيستي و خداي متعال تمام کارهاي تو را مي‏بيند و به آن‏ها بيناست. پس مواظب باش و دقت کن که چگونه با خداي خود معامله مي‏کني».

    اهل معروف
    ابوهاشم جعفري يکي از شاگردان بزرگ امام جواد عليه‏السلام مي‏گويد: روزي در نزد امام جواد عليه‏السلام نشسته بودم. امام در ضمن بيانات خود فرمود: در بهشت، دري به نام «معروف» است که فقط اهل معروف و کارهاي شايسته از آن در وارد مي‏شوند. با شنيدن اين کلام، در قلب خود خداوند را حمد و ستايش کردم و از اين که مي‏توانم نيازهاي مردم را برآورده کرده (و از اهل معروف باشم) خوشحال شدم. امام جواد عليه‏السلام نگاهي به من کرد و فرمود: «اي اباهاشم! کساني که در دنيا اهل معروف و کارهاي نيک باشند، در آخرت هم اهل معروف هستند (و از همان در وارد بهشت مي‏شوند). خداوند تو را از آنان قرار داده و مورد لطف و رحمت خود قرار دهد».
    صبر و تحمل را بالش خود قرار بده و با تنگدستي دست به گردن شو و آرزوها و درخواست‏هاي نفساني را ترک کن و با هواي نفس خود مخالفت نما. بدان که در حقيقت تو هيچ‏گاه از نظر و نگاه خداوند دور نيستي و خداي متعال تمام کارهاي تو را مي‏بيند و به آن‏ها بيناست. پس مواظب باش و دقت کن که چگونه با خداي خود معامله مي‏کني».

    زينت‏
    امام جواد عليه‏السلام در بياني کوتاه و جامع، زينت‏هاي انسان را برشمرده و همگان را به زينت کردن خود به آن‏ها توصيه مي‏کردند. آن حضرت مي‏فرمايد: «پارسايي و عفت، زينت تنگدستي و شکر، زينت توانگري است. صبر و شکيبايي، زينت بلا و گرفتاري و تواضع و فروتني، زينت حَسَب و نَسَب است. شيوايي و رسا بودن زينت کلام، و عدالت، زينت ايمان و وقار و آرامش، زينت عبادت است. فروتني، زينت علم، ادب نيک، زينت عقل، و گشاده رويي، زينت حلم و بردباري است.ترک منت، زينت معروف، و خضوع و خشوع، زينت نماز و بذل و بخشش، زينت نفس آدمي است».

    روزگار رهايي
    ظهور وقيام امام زمان(عج) از اساسي‏ترين پرسش‏ها و دغدغه‏هاي شيعيان از دير زمان بوده و هست. شاگردان و دوستداران اهل بيت در فرصت‏هاي مناسب، درباره اين رويداد بزرگ اسلامي از امام سؤال مي‏کردند. روزي عبدالعظيم حسني، شاگرد نمونه امام جواد عليه‏السلام درباره امام زمان(عج) و ظهور ايشان سؤال کرد. امام در پاسخ او فرمود: «قائم ما، مهدي است که به امر خدا مردم را به دين خدا راهنمايي مي‏کند. او سومين فرزند از نوادگان من است. خداوند کار ظهور او را در يک شب فراهم مي‏کند و جهان را پر از عدل و داد کرده و زمين را از اهل کفر پاک مي‏سازد. مهدي کسي است که انتظار ظهورش براي همگان واجب، و در هنگام غيبت، اطاعت از وي لازم است. اصحاب او به اندازه اصحاب بدر، 313 نفر هستند. قسم به خدا اگر از دنيا فقط يک روز بماند، آن روز آن قدر طولاني مي‏شود که ايشان ظهور کرده و جهان را از عدل و داد پر کند».

    انتخاب همسر
    امروزه بالا رفتن سن ازدواج، يکي از مشکلات مهم و اساسي جوانان است. اگرچه اين مسأله علل گوناگوني دارد، ولي انتخاب همسر مناسب، از عواملي است که فکر بيشتر خانواده‏ها را به خود مشغول کرده است. امام جواد عليه‏السلام در پاسخ نامه ابراهيم محمد که درباره ازدواج دخترش از حضرت نظرخواهي کرده بود، معيار همسر نمونه را با استناد به روايت رسول گرامي اسلام حضرت محمد صلي‏الله‏عليه‏و‏آله‏وس م بيان کرده و مي‏فرمايد: اي ابراهيم! رسول خدا صلي‏الله‏عليه‏و‏آله فرمودند: «اگر خواستگاري براي دختر شما آمد که اخلاق و دينداري او مورد رضايت شما بود، دختر خود را به او بدهيد». پيامبر اسلام صلي‏الله‏عليه‏و‏آله‏وس م در ادامه اين روايت، از بالا رفتن سن ازدواج به عنوان يک آفت اجتماعي ياد کرده و مي‏فرمايد: «اگر دختر خود را به همسر مناسب نداديد و پسر و دختر بزرگ شده و بدون همسر باقي بمانند، فتنه و فساد بزرگي دامنگير جامعه خواهد شد».

    پاداش محبت
    محمد بن وليد کرماني مي‏گويد: از امام جواد عليه‏السلام پرسيدم: براي دوستان و خدمتگزاران شما چه اجر و پاداشي است؟ حضرت فرمود: غلام امام صادق عليه‏السلام روزي مشغول نگهداري مرکب امام بود که گروهي از اهل خراسان به ديدن امام صادق عليه‏السلام آمدند. يکي از آن‏ها به غلام گفت: از امام بخواه که مرا به جاي تو به خدمتکاري قبول کند تا من غلام او باشم و در عوض تمام دارايي من مال تو باشد. غلام پذيرفت و نزد امام رفت و جريان را براي امام تعريف کرد. حضرت صادق عليه‏السلام فرمود: اگر تو از خدمتگزاري ما سير شده‏اي من قبول مي‏کنم و چون مدت زيادي همراه ما بودي نخست نصيحتي مي‏کنم، آن وقت اختيار با توست. بدان چون روز قيامت شود، رسول گرامي اسلام صلي‏الله‏عليه‏و‏آله به خدا تمسک مي‏جويد و اميرمؤمنان عليه‏السلام به پيامبر اسلام صلي‏الله‏عليه‏و‏آله‏وس م و امامان عليهم‏السلام به اميرمؤمنان عليه‏السلام و شيعيان و دوستداران ما به امامان عليهم‏السلام متوسل شده و داخل جايگاه آنان مي‏شوند. غلام از شنيدن اين سخن، رو به حضرت کرد و گفت: در خدمت شما مي‏مانم و آخرت را بر دنيا اختيار مي‏کنم.
    رسول خدا صلي‏الله‏عليه‏و‏آله فرمودند: «اگر دختر خود را به همسر مناسب نداديد و پسر و دختر بزرگ شده و بدون همسر باقي بمانند، فتنه و فساد بزرگي دامنگير جامعه خواهد شد».
    خشم زمين
    علي بن مهزيار اهوازي، نماينده امام جواد عليه‏السلام در اهواز و از خواص حضرت مي‏گويد: در شهر اهواز فراوان زلزله مي‏آمد تا جايي که‏تصميم گرفتم آن شهر را ترک کرده و به شهر ديگري نقل مکان کنم. اما قبل از آن که تصميم خود را عملي کنم، موضوع را به وسيله نامه با امام جواد عليه‏السلام در ميان گذاشتم. آن حضرت درجواب نامه من نوشت «شهر خود را ترک نکنيد، بلکه به مردم بگوييد روز چهارشنبه، پنج شنبه وجمعه را روزه گرفته و غسل کنند و در روز جمعه با لباس‏هاي پاک و تميز، از شهر خارج شده و به دعا و نيايش با خداوند بپردازند تا خداوند بدين وسيله، بلاي زلزله را از شما برطرف کند». علي بن مهزيار مي‏گويد: ما دستورات حضرت را اجرا کرديم و زلزله آرام گرفت و زندگي مردم به حالت عادي برگشت».

    خورشيد زندگي
    بکربن صالح از ياران امام رضا عليه‏السلام و امام جواد عليه‏السلام مي‏گويد: دامادم در نامه‏اي به ابوجعفر نوشت: پدري دارم که عقيده فاسدي داشته و با اهل‏بيت پيامبر دشمني مي‏ورزد. او با من هم بدرفتاري کرده و مرا آزار و اذيت مي‏دهد. اي مولاي من! نخست از تو مي‏خواهم براي توفيق من دعا کني، و دوم اينکه نظر مبارک شما را در مورد پدرم بدانم؟ آيا عليه او افشاگري کرده و فساد عقيده او را به ديگران بگويم، يا اين که با او مدارا کنم؟ امام جواد عليه‏السلام در جواب نامه فرمودند: «شرح حال تو را فهميدم. ان‏شاءاللّه‏ از دعا کردن در حق تو غفلت نمي‏کنم. بدان که مدارا کردن با پدرت براي تو بهتر است؛ زيرا بعد از هر مشکلي، گشايشي است. صبر و حوصله داشته باش که عافيت و خير و پيروزي مخصوص پرهيزکاران است». بکر بن صالح مي‏گويد: «طولي نکشيد که خداوند قلب پدر دامادم را دگرگون کرد و از مخالفت با فرزند خويش و اهل‏بيت پيامبر دست برداشت».

    منبع: سايت حوزه
    تهيه و تنظيم براي تبيان: سيد پيمان صابری
    #2 ارسال شده در تاريخ July 2nd, 2009 در ساعت 22:12:16

????? ????? ??? ?????

Designed With Cooperation

Of Creatively & VBIran


Search Engine Friendly URLs by vBSEO 3.6.0