[size=medium][align=center]سوي آيينه بنگر[/align][/size]
[align=center]
روي از كنج ديوار برگردان

سوي آيينه بنگر

آن اربابي را كه منتظرش هستي تا دستت را بگيرد و به سرزمين آرزوها ببرد

آن سوار قهرمان كه تو را تا سرزمين وعده‌ها هادي باشد

از پس كنج ديوار نخواهد آمد

سوي آيينه بنگر

چشم از ديوار بلند بردار اما آنرا فرو نريز

ديده بگشا و به دور دست پشت ديوار دل نبند

از افق پشت ديوار هيچ قهرمان عاشق پيشه‌اي نخواهد آمد

نپندار كه هرچه دورتر باشد دوست دار تر است

سوي آيينه بنگر

آنكه دوست دار تر است در همين نزديكيست

آنرا كه در رويا ميابي در آيينه جستجو كن

آن كه اميد داري دستت را بگيرد

در آيينه بين نه در جايي كه زمين و آسمان به هم پيوند مي‌خورند

خود باش كه اين تويي كه ميتواني تو را نجات دهي

خود باش كه اين تو هستي كه تو را از بلنديهاي يخ زده زمستاني عبور مي‌دهي

سوي آيينه بنگر

كه اين تنها تو هستي كه بي‌ريا به تو لبخند مي‌زني

تو را ببين كه اين تو هستي كه از غم تو دلسوزي مي‌كني

رو از كنج ديوار برگردان و سوي آيينه بنگر

سوي آيينه بنگر

نگاه شيرين تو را بين كه از ديدن تو فرهاد گونه خوشحال مي‌شود

تو را پيدا كن چون هيچ چيز و هيچ كس جز تو نميتواند تو را قهرمان داستانهاي عاشقانه كند

تو باش تا كه تو، تو را رها سازد از هر حصاري

پس

رو از كنج ديوار برگردان و سوي آيينه بنگر
[/align]


این دستنوشته یا به قول دوستان شعر سپید از دستنوشته های خودم هست دلم میخواد این رو که خیلی دوستش دارم و با احساس خاصی هم نوشتم تقدیم بزرگترین انجمن هوانوردی کشور کنم.میدونم ارتباطی به موضوع هوافضا نداره اما چون خیلی به این پایگاه علاقمند هستم دلم میخواد که تقدیمش کنم به پایگاه و همه رفقا و همکاران گل خودم در این پایگاه.
لینک وبلاگم رو هم قرار میدم و اگر دلتون خواست احساس خودتون رو در قسمت نظرات وبلاگ قرار بدین یا همینجا بزرگواری کنید و بنویسید مخلص همه شما هستم.
http://www.hesam7e7.blogfa.com/
[/i]